الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
786
إحياء علوم الدين ( فارسى )
بعضى بر صورت بره و گاو و آدمى . [ 587 ] و هيچ صورتى نيست در زمين كه نه در آسمان آن را تمثالى است . پس در رفتن خورشيد در فلك او نگر در مدت سالى ، پس او هر روزى بر آيد و فرو شود ، به سيرى ديگر كه خالق او مسخر گردانيده است او را . و اگر نه طلوع و غروب آن باشد ، شب و روز مختلف نشود و وقتها دانسته نيايد ، و هميشه تاريكى يا روشنايى مىبود ، و وقت معاش از وقت استراحت تمييز [ نپذيرد ] . پس بنگر كه چگونه خداى - عز و جل - شب را لباس گردانيد ، و خواب را راحت ، و روز را معاش . و بنگر كه چگونه شب را در روز و روز را در شب در آرد ، و بيشى و كمى بر ايشان داخل گرداند بر ترتيب مخصوص . و بنگر در آن چه رفتن خورشيد را از ميان آسمان مايل گردانيد تا به سبب آن تابستان و زمستان و بهار و [ پاييز ] « 133 » مختلف شد . پس چون از ميان آسمان فرودتر رود هوا سرد شود و زمستان ظاهر گردد . و چون ميان آسمان باشد گرما قوّت گيرد . و چون در ميان آنها باشد زمان اعتدال پذيرد . و عجايب آسمان چندان است كه در شمردن عشر عشير جزوى از اجزاى آن طمع نتوان داشت . و اين تنبيه است بر طريق فكرت . و بر جمله اعتقاد كن كه هيچ ستارهاى از ستارگان نيست كه نه خداى را در آن حكمتهاى بسيار است در خلق آن ، پس در مقدار آن ، پس در شكل آن ، پس در لون آن ، پس در وضع آن از آسمان و نزديكى او از ميان آسمان و دورى او ، و نزديكى و دورى او از ستارگان كه پهلوى اويند . و آن را قياس كن بر آن چه از اعضاى تن تو ياد كرديم ، چه هيچ جزوى نيست كه نه در آن حكمتى است ، بل حكمتهاى بسيار است . و كار آسمان بزرگتر است ، بلكه عالم زمين را به عالم آسمان نسبت نيست ، نه در بزرگى جسم و نه بسيارى معانى . و تفاوتى كه ميان ايشان است از بسيارى معانى به تفاوتى كه ميان ايشان است در بزرگى زمين قياس كن ، چه از بزرگى زمين و فراخى اطراف آن مىدانى كه آدمى نتواند كه در همه جوانب آن بگردد . و ناظران متفقند بر آن كه خورشيد صد و شصت و اند بار چند زمين است . و بلندى و دورى آن بدين طريق شناخته شود ، چه به سبب دورى خرد مىنمايد . و در اخبار وارد است آن چه دلالت كند بر عظمت آنها . و ستارههايى كه مىبينى ، كوچكتر آنها هشت بار برابر زمين است ، و بزرگتر آن نزديك است كه به صد و بيست بار برابر زمين برسد ، و به اين بلندى آنها دانسته مىشود و دورى آن . چه به جهت دورى كوچك ديده مىشوند . و براى آن قول حق تعالى به دورى آن اشارت فرمود و گفت : رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها ، « 134 » اى ، سقف آن را بلند گردانيد پس آن را تسويه فرمود . و در اخبار است كه از هر آسمانى تا ديگر پانصد ساله راه است . و چون مقدار يك ستاره از زمين اين باشد ، پس در بسيارى ستارگان نگر ، پس در آسمانى كه ستاره در آن مركوز است و در بزرگى او نگر . پس در زودى « 135 »
--> ( 133 ) نسخهء قاهره : تيرماه ، عربى : و الخريف ( زبيدى 10 - 213 ) . ( 134 ) نازعات 79 - 27 و 28 . ( 135 ) زودى ، سرعت .